علت نزاع و درگیری در مورد شامل شدن یا شامل نشدن زنازاده از حقوق خودش در داخل خانواده، مربوط به نسب وی است. اگر نسب بین والدین و زنازاده ثابت شود، زنازاده دارای حقوق داخل خانواده است؛ مثل نفقه، کشته نشدن پدر در صورت قتل فرزند و... ؛ ولی اگر نسب نفی شود، زنازاده از حقوق داخل خانواده، مثل ارث محروم میشود یا درصورتی که پدر فرزند زنازادهاش را به قتل برساند، قصاص میشود؛ چراکه رابطه پدر فرزندی از بینرفته است. فقها و حقوقدانان درمورد نسب زنازاده اختلاف دارند و دارای دو نظریه هستند. برخی بر این عقیدهاند که نسبی برای زنازاده وجود ندارد و احکام مربوط به این رابطه را منتفی میدانند؛ مگر احکامی که وجودش به دلیل خاصی اثبات شده است؛ مثل ازدواج بین زنازاده با والدینش و مسئلة ارث و عدهای از حقوقدانان معاصر هم نسبی را برای زنازاده در نظر نمیگیرند؛ اما در مقابل، عدهای دیگر از فقها موافق وجود نسب شرعی و رابطه شرعی درمورد زنازاده هستند، این عقیده را دارند که تمامی احکام بین والدین و زنازاده جاری است و زنازاده هم مثل بچه شرعی میباشد و هیچ فرقی ندارند؛ مگر در توارث بین آنها که به دلیل خاصی اثبات شده است و ما در این مقاله همین نظر را برگزیدیم و نظر مخالفین را رد کردیم.